ارسال شده در موضوع: در ۲۳:۱۹
حالت های عمده ای که شامل چرخه مدیریت دانش که عبارت است از:

کسب اطلاعات،نوآوری،جمع آوری قوانین،اشتراک،دستیابی،کاربرد و استفاده ی مجدد از دانش در درون و بطن سازمانها توصیف میکند.
چهار رویکرد اصلی جهت چرخه هایKM ازWilliyams,Meyer,Zack,Bukowitz,Mc Elroy,wigg ترکیبی از این عملکردها به عنوان یک چارچوب برای پیروی از مسیر کسب اطلاعات به جهت اینکه یک دانش ارزشمند برای سازمانی معین بشوند،ارتقا می یابند.این فصل یک بحث استراتژیک و دلایل کاربردی دانش مدیریت در سراسر چرخه ی KMبه پایان می رسد.
اهداف یادگیری
1)چگونگی ارزشهای فردی،گروهی و دانش های سازماندهی شده،گرفته شده و ایجاد شده،مدون شده،مشترک و دسترسی یافته ،کاربردی و عملی و استفاده ی مجدد در سراسر چرخه ی دانش مدیریت توصیف میکند.
2)مقایسه کردن و هم سنجی مدلهای چرخه عمده ی زیست KMکه شامل مدل های چرخه زیست illiyams,Meyer,Zack,Bukowitz,Mc Elroy,wig
3)ترکیب گامهای کلیدی در هر کدام از فرایندهای چرخه ی KM و تامیین کردن نمونه های ملموس از هر کدام
4)معیین کردن چالش ها و سودهای عمده از هر یک از حالت های چرخه ی KM
5)توصیف چگونگی ترکسب سودهای دیگرمدل های چرخه زیست KM توسط چرخه مجتمع KM
دانش مدیریت موثر نیازمند یک سازمان که : شناخته شده ، بوجود امده و منتشر و پخش شده و آگاهی هایی از سود ها را گرفته ،تا استراتژی سودمند را برای آن سازمان فراهم کند.
یک برتری واضحی باید بین اطلاعات –که یک اصل و بنیاد نهادینه شده – و اطلاعات با ارزش و درست که فقط درون متنی است یک سیستم هوشمند می تواند داشته باشد،ایجاد شود.
از آنجایی که ما هنوز به دور از ایجاد سیستم های ساختگی هوشمند هستیم ،این بدین معناست که دانش باارزشی در عالمان علوم بشری وجود دارد، نه در سازمانها .
یک چرخه اطلاعات علمی میتواند با اطلاعات بی نظمی که پیروی میکند بر طبق استراتژی با ارزش و مفیدی که برای سازمانی با چرخه مدیریت علمی ،تغییر شکل یافته است مواجه شود.
یکی از مهمترین نشانه های فرایند KM در شناختن و معیین کردن دانش و منابع دانش درون سازمان است.
دانشی ارزشمند است که پس از ترجمه کردن به شکل صریح و آشکار ،اغلب به عنوان دانش تدوین اطلاعات اشاره میشود،به عبارت دیگر بیشتر به انتشار گسترده و شایع کمک میکند.شبکه های ارتباطی،عملکردها و انگیزه هاجهت آسان کردن انتقال اطلاعات شخص به شخص به خوبی ارتباطات مضامین دانش شخصی بنیاد نهاده شده اند،به عبارت دیگر،کار بر اساس بهترین دانش بنیادی ممکن باشد.زمانی که این دانش ،آزمون پایکار و آگاهی بر چگونگی امور،به یک مخزن دانش سازمانی تبدیل میشود گفته میشود که به قسمتی از یک حافطه پیوسته تبدیل شده است.این گاهی اوقات همچنین بعنوان صداقت زمینه اشاره شده،بطوریکه یک نمونه تعریف عمومی پذیرفته شده از KM ،یک عدم یکسانی مشابه با توجه به اصطلاحات بکارگرفته شده در توصیف مراحل چرخه ی KM وجود دارد.جدول1-2 واژه های اصلی پیدا شده در چرخه ی ادبیات KM را بطور مختصر بیان میکند.
اگرچه در پی بازرسی های دقیق تر تفاوتها در حقیقت خیلی زیاد نیستند اما اشتراکهایی در انواع مختلف مراحل چرخه KM بنظر میرسد.
در نهایت چهار مدل انتخاب شده که بر اساس قابلیت هایشان بر طبق ضوابط زیر معرفی شده اند:
1)آنها در جهان واقعی کامل و معتبر شده اند.
2)آنها با ملاحظه انواع مراحل مختلف یافت شده در ادبیات KM جامع و وسیع شده اند.
3)انها شامل توصیف های مفصل روندهای KM در گیر شده در هر مرحله هستند.این چهار مدل، چرخه های KM، illiyams,Meyer,Zack,Bukowitz,Mc Elroy,wig هستند.
Zack (1996)

فراگیری
تصفیه
ذخیره/اصلاح
انتشار
ارائه
Bukowit & Willams(2003)
تبدیل
استفاده کردن
یادگیری
فراهم کردن
تعمیین کردن
ساختن/نگهداری
خالی کردن Rollrt(2003)

طرح ریزی
ایجاد
تکمیل
سازماندهی کردن
انتقال
محافظت
دسترسی Mcelroy (1999)
اموزش فردی و گروهی
اعتبار ادعای علمی
فراگیری اطلاعات
اعتبار علمی
تکمیل اطلاعات Wig(1993)

ایجاد و خلق کردن
منابع یابی
گردآوری
انتقال
انتشار
کاربرد
درک ارزش Nickols1999

فراگیری
سازمانی
تخصص
مخزن/ دسترسی
اصلاح کردن
توزیع
حفاظت(حفظ منابع طبیعی)
مصرف

1)چرخه ی KM Zack
چرخه ی KM Zack ،کارکردن را بر مبنای طراحی و توسعه ی فرآورده های اطلاعاتی داشته است.Meyer,Zack)).تعدادی ازآموزش های یادگرفته شده از چرخه،که از محصولات فیزیکی و مادی درون یک سازمان پیروی می کنند میتوانند جهت دانش باارزش ومفید مدیریت بکاربرده شود.محصولات ،بطور وسیع بشکل داده های فروخته شده به مشتر های داخلی یا خارجی بشکل بانک داده ها ، چکیده اخبار و نمودار های خریدار نشان داده میشود ZACK و MAYEr پیشنهاد میکنند که تحقیق و ازاطلاعات در باره طرح محصولات فیزیکی در دامنه فکری برای خدمت به چرخه KM میتواند توسعه پیدا کند.
این شیوه ،تعدادی قیاس مفید مانند نقشه یک جایگاه محصول (مخزن اطلاعات ) و جایگاه فرایند اطلاعاتی (پالایشگاه اطلاعات) برای تاکیید برای فرایند سازی برای ارزش افزوده مورد نیاز برای اعمال اطلاعات در یک سازماندهی فراهم میکند.
چرخه KMبطور عمده شامل خلق محصول اطلاعاتی با ارزش افزوده در هر مرحله پردازش اطلاعات میشود.بعنوان مثال یک بانک داده اصلی ممکن است نمونه ای از اطلاعات بوجود آمده ارائه کند . بعد با استخراح روش هایی از این داده ها ،ارزش آنها بالا میرود.اطلاعات اصلی برای فراهم کردن تحلیل روش که میتواند بعنوان اساس تصمیم گیری داخل سازماندهی کار کند ، از نو جمع آوری میشود.بطور مشابه هوش رقابتی بمنظور جمع آوری دوباره داده خام در اطلاعات تایید شده ، تفسیر شده و معنا دار که یک ارزش بالا برای کاربران است، میتواند جمع آوری و ادغام شود.میتوان گفت که ان ،میتواند که بطور مستقیم در فعالیت سرمایه گذاری شود.و یک مثال دیگر جمع اوری اخبار است که اطلاعات را برای براورد کردن نیاز های جداگانه افراد مختلف از طریق نما سازی و شخصی سازی فعالیت های خرید کالا ، خلاصه و یا دوباره جمع اوری کند.
Zack و Mayer کار نویسندگان دیگر را در تاکید بر اهمیت مدیریت ارزش یابی و بازسازی ساختار محصول برای موفقیت اقتصادی حفظ شده ،تکرار کردند.طرح های متفاوت در عملکرد هزینه ،کیفیت و اجرای محصولات متفاوت نتیجه میدهند. طرح ها ،یک اساس برای ابداع محصول هستند .
تحقیق و دانش درباره طرح محصولات حرکتی میتوانند طرح یک چرخه KM را مشخص کنند .در شیوه ی Zack و Mayer،بین هرمرحله رابط هایی طراحی میشوند تا انها بی درز و استاندارد باشند.تجربه نشان مددهد که اهمیت اصلی مشخص کردن فاصل های کاربر داخلی و یا خارجی برای انجام دادن کار است.فرایندهای چرخه ی KM از تکنولوژی های امکانات و فرایندهایی برای تولید محصولات و سرویس ها تشکیل میشوند.نویسندگان می پویند که محصولات اطلاعات به عنوان یک مخزن تشکیل شده از محتوای اطلاعاتی و ساختاری بهتر، به نظر میرسند.محتوای اطلاعات ،داده نگهداری شده در مخزند است که زیربناهای محصولات اطلاعات نهایی را فراهم میکند.محتوا برای هرنوع شغل یا سازمان منحصر به فرد است.به عنوان مثال :بانک ها ،مضمون هایی شامل محاسبات تجاری و شخصی دارند.شرکت های بیمه،اطلاعات را برای تدابیر و ادعاها نگه میدارند و شرکت های دارویی اندازه ی بزرگی از اطلاعات بازاریابی و علمی ذر اطراف هر محصول زیر طرح یا در حال حاضر فروخته شده را نگهداری می کنند.علاوه بر محتوای واقعی،عوامل مهم قابل توجه دیگر،تمام ساختار و شیوه ی چگونگی ذخیره کردن،اداره کردن و بازیافت کردن محتوا هستند.وقتی که خرده اطلاعات مشخص،ذخیره،بازیافت و کنترل میشود،بخش اطلاعاتی جدا میشود.این تصور از یک بخش اطلاعاتی،یک بافت مهم است که باید برای موارد دانشی هم بکار برده شود.تمرکز در سطح موضوع دانش،KM رااز برنامه ریزی اسناد جدا میکند.
اگرچه سیستم کنترل اسناد(DMS) اسناد را به شکل یکپارچه(جدایی ناپذیر)ذخیره،اداره و بازیافت می کند،KM میتواند به راحتی تعداد متفاوت موارد اطلاعاتی را داخل همان اسناد،مشخص،استخراج و کنترل میکند.بنابراین بخش تحت مطالعه هم از نظر طبیعت و هم نظرمقیاس،کاملا متفاوت است.
این موضوع،دوباره ما را به این ذهنیت بر میگرداند که KM،درباره ی جمع اوری گسترده ی محتوای ضبط شده ی موجود،به شکل دست چین تر است.واژه ای که امروزه اغلب استفاده میشود،سیستم های برنامه ریزی محتواست.مشاغل متفاوت یکبار دیگر بخشهای اطلاعات معنادار منحصر به فرد را بکار می برد.به عنوان مثال یک مخزن گزارش های مالی در شبکه ی سیستم داده ی(Mead)و زیرنویس ها میتوانند به شکل بخش های اطلاعاتی نشان داده شوند .یک کاربر قادر به انتخاب یک گزارش مالی ویژه برای تحلیل براساس ویژگی های کلیدی زیرنویس میباشد.یک سیستم کموقعیت تخصصی ،بعنوان مطالب اطلاعاتی ،ممکن است گروه های متفاوتی از مهارتها داشته باشد که داخل سازماندهی موجود است.(مثل تحلیل مالی). این ویژگی ها برای تحقیق ، انتخاب و بازار یابی افراد وارد ویژه در داخل شر کت بکار میروند.ساختار مخزن بیشتر شامل طرح هایی برای رده بندی (برچسب زدن) ،فهرست کردن ،وزن کردن و اجرا کردن بخشهای اطلاعاتی است. که با هم محتوای KM را تشکیل میدهد..اگر چه چرخه کلیدی Zack و Mayer محصولات معلوماتی را مخاظب قرار میدهند، این روش به آسانی میتواند به محصولات دانش تعمیم داده شود.
دانش،در واقع ویژگی های منحصر بفردی را در اختیار دارد ، اما این بدان معنا نیست که ما باید شیوه tabula rasa و سرمایه پذاری مجدد شیوه ها و متدهای درست و آزمایش شده دهه ها را با برنامه ریزی محتوایی ، مطابقت دهیم. این ، بویژه درباره اطلاعات عینی ،فرمال و مدون درست است که این نوع از دانش بیشتر فرایندهای مشابه محصولات اطلاعاتی را دنبال میکند.درمورد دانش ضمنی ، شیوه های برنامه ریزی محتوا نیاز به تطابق بیشتر دارد، اما یکبار دیگر برنامه ریزی محتوای یکپارچه باید بعنوان نقطه عمل حرکت کند.
ارسال شده در موضوع: در ۷:۴۰
با استفاده ی یک چهارم داده درسال 1995 تا 2005،نقش عامل های مالی در ترقی های اخیر چین در بخش فعالیت واقعی امتحان میکنیم.بعد از توضیح چالش های موسسه که چین در ساخت عملکرد خوب تساوی حقوق بازار به جهت کامل کردن سیستم ،یک سری از تجزیه تحلیل واریانس های مربوطه و تابع پاسخ های آنی نشان میدهد که توسعه بخش بانکداری برای این موفقیت ها اصلی و مرکزی بود.در همان زمان،ما دریافتیم که پیشرفت سهام بازار به وسیله ی اندازه بازار و حجم تجارت اندازه گیری می شود که شرکت معنی داری برای آنها نمی کرد. ما گمان می کنیم که سوال های تردیدآور راجع به کیفیت بازارهای سهام چین عهده دار بزرگی برای نتیجه ی آخر است،اگرچه آن ممکن است بازتاب اندازه کوچکتری از اقتصاد بازار سهام که وابسته به گسترده کننده اقتصادی در جایی باشد که نتیجه را بتوانیم اندازه بگیریم.

مقدمه:
چین رشد اقتصادی سریع جهانی را از سال 1995 تا 2005 به دست آورد.یک موفقیتی را که اقتصاد از آن به عنوان یک پرش رو به جلوی زیاد و یک مدل بهسازی اشاره می کند.بر طبق دیوان ملی آمار از داده اساسی چین GPD واقعی سرمایه در 1/15% در سال رشد میکند که GPD در سال 1994 کمتر از 7/0% 2 2ترلیون دلار در سال 2005
چین داشت به سرعت از رتبه دهمین اقتصاد جهانی به رتبه ی چهارم بالا می رفت.یعنی بعد از آمریکا،ژاپن و آلمان این رشد با بهسازی های ساختار بنیادی همراه شده بود و بیشتر در بخش های مالی اتفاق افتاده بود.
سیستم مالی چین هم با پیشرفت در کیفیت و هم در کمیت رشد سریعی داشت. در دوره های کیفیت "چن ات آل" ادعا کرد که بهسازی اصلی در سیستم بانکداری زمانی که سبک غربی قانون بانک مرکزی و قانون بانک تجاری در سال 1995 برای تاسیس شالوده ی رقابتی آمد و سیستم بانکداری مدرن وضع شد.
برسی اقتصادی اخیر از سازمان چینی برای توسعه و هماهنگی اقتصادی بیان می کند که تا سال 1995 بانکها توجه قابل نلاحجه ای را به سیاستهای ملی در تعیین تخصیص اعتبار بانک می کند اما برد بهسازی های زیادی معرفی شده بود.در این زمان بانکها به مدرنیزه کردن وامهایشان و به خطر انداختن عملیات مدیریت شروع کرده بودند.با توجه به کمیت،IMF گزارش میدهد که رشد واقعی اعتبار بومی توسط رشد سرمایه در یک نرخ متوسط از 2/14% سالانه در سال 1995 تا 2005 است در صورتیکه نسبت اعتبار بومی برای GDP از 84/0 به 33/1%بالا می رود.
بخش مالی همچنین ساخت و سازهای مهم و معنی داری را دید که مهم ترین انطباق فوری با مبادله ی موجودی "شانگ های" در سال 1990 و مبادله ی موجودی"شن ژن" در سال 1991 بود.تصویب قانون های امنیتی در سال 1998 به صورت رسمی به" چارچوب منطقی صدور تساوی حقوق" تاسیس شده بود .
تاسیس قانون و زیر بنای بازار ایجاد شده موقعیت های سودمندی برای رشد بازار سرمایه و تعدادی از شرکتهای فهرست شده برای تغییرات بالا از 345 در سال 1995 به 1379 در پایان اولین ربع چهارم سال 2005 به وجود آورد.در همان زمان جمع آوری سرمایه بازار واقعی سهام توسط رشد سرمایه در یک نرخ متوسط از 24% سالانه،سهم جمع آوری سرمایه بازار برای GDP از 7/5% در سال 1995 به بالای 5/48% در سال 2000 بالا رفت ،قبل از تنزل کردن به 7/17% در سال 2005 زمانیکه حجم تجارت به بیشتر از 10 افزایش یافته بود،از یال 1995 به سمت بالا و راس در سال 2000 بهم آمیخته شده بود.
با وجود سرعت رشد در اندازه گیری های کمی بازارهای سهام چینی،تردید گسترده ای درباره ی کیفییت این بازارها وجود دارد.برای مثال مجله "فوربز" آنها را به تفریگاه عمومی 600میلیون دلاری چینی تام می برد.
مجله "تایم" (ویرایش آسیایی 2005)گزارش می دهد"امراض بازار چینی" و اقتصاد دانان بازار سهام را به عنوان حاشیه گرا و مرزگرا توصیف می کنند. با این وجود هنوز به صورت گسترده ای تخمین زده شده که بهسازی بخش مالی در طول دوره ی رشد قابل تحمل چین وخیم است.این مطالعه از یک سری زمانهای روش شناسی برای پیوستن به آماری که بیشترین پیوندهای محتمل بین بانکها هستند ، استفاده می کند.بازارهای مالی بخش های واقعی میتوانند در سراسر دوره ی اخیر تغییرات سرعت را پیدا کنند.
با انجام این کار ،ما تعدادی زمینه در بخش 2 تهیه می کنیم که نشان می دهد چطور دیدگاه های سنتی ارتباط رشد دارائی ممکن است برای اقتصاد چین به کار برده شود؟
بخش 3 منابع داده های ما و روش شناسی را زمانی که بخش 4 یافته های تجربی را معرفی میکند را توضیح می دهد.ما در بخش 5 شرایطمان را ترسیم میکنیم.
2- بانکها،بازارهای سهام و عملکرد اقتصادی چین
دوام و جهت اتصال بین بخش های مالی و بخش های واقعی،موضوع هایی از علاقه تجدید شده بین اقتصاد دانان کلان و توسعه داشت می شد،زمانی که "کینگ"و "لوین" در سال 1993 مطالعه انفصال مسیر از سطح مقطع 120 رشد پیدا کرده و صرفه جویی هایی در دوره 1960 تا 1989 پدیدار رشد را منتشر کردند."لوین" از ادبیات گسترده ای پیروی میکند.در بین اینها چندین سهام وجود دارد که نقش هایی که بانک ها و بازارهای سهام که به صورت مستقل و به هم وابسته هستند را کشف می کنند،و در فرآیند رشد بازی میکنند.برای مثال"بوید" و "اسمیت" یک مدل رشد درونی در وظلیف منحصر به فرد از بازارهای تساوی حقوق گسترش دادند مثل شرط فوریت و تسویه پذیری،که به آنها برای تکمیل بازارهای وام در تجهیز کردن و تخصیص دادن منابع اجازه می دهد."لوین" و " زروس" این اصل را در سری های برگشتی های خارج از کشوری از اندازه گیری های رشد از توسعه و پیشرفت بانکداری و بازارهای سهام که شامل بازارهای مالی خدمات مهمی برای رشد و بازارهای سهام برای خدمات مختلف بانکها آماده می کنند.
"رسو" و "واکتل" بیان می کنند که در بین دیگر وظایف بازارهای تساوی حقوق سرمایه گذار،موسسان را با یک مکانیزم خروج پتانسیل آماده می کند که به نوبه ی خود ،سرمایه گذاری کلان و نوآوری های فنی و اصولی را ارتقا می دهند و اطلاعاتی را که به تاثیر مداخله مالی عمومی بهبود می بخشد را تولید میکند.
اقتصاد دانان دیگری وجود دارند که بیان می کنند ، چه چیزی ضعف ذاتی بازارهای سهام می باشد؟ برای مثال" سین" می گوید که سهم قیمت ها در بازارهای در حال ظهور بیشتر از اینها در توسعه نوسان داشتند.هر چقدر سبکی بیشتر باشد شرکت کننده ها را توسط پس اندازکنندگان و سرمایه گذاران مخالف ریسک مشوق احتکار هستند را سست می کنند.او اشاره می کند که در بیشتر کشورهای توسعه یافته ضرورت بازار سهام یک پاسخ تحولی برای قدرت های بازار نیست اما بیشتر در دولتهایی که نقش کنش گرای اصلی را بازی می کنند یک تو سعه وجود دارد که این دلالت می کند بر این که شرکتها در کشورهای توسعه یافته ممکن نیست سخت با استاندارد" سلسله مراتب دانه چینی" از سرمایه گذاری یکی شده پیروی کنند و آن یک رویکرد چندین کشوری کلی برای مطالعه ارتباط بین بانکها ،بازارهای سهام رشد که ممکن نیست حکایتهای کاملی از اینکه چطور سرمایه گذاری ممکن است اهمیت رشد در کشورهای منحصر به فرد را بیان میکند .زمانی که چین یک متحول اقتصادی در دولتی که کنش گرا بوده است در توسعه بازار سهام،متمرکز کردن روی این تجربه های منحصر به فرد ملت ممکن است یک بینش را در ذات و اصل پیوند رشد دارائی به وجود آورد که در تعدادی از رابطه های مهم سنتییشان تفاوت دارد.
بخش مالی چین شامل بانکها،موسسات مالی غیر بانکی مانند شرکت بیمه مردم چین و بازارهای سهام.در پایان سال 1990 سیستم بانکداری شامل یک بانک مرکزی (بانک مردم چین)،چهار بانک تجاری با مالکیت اصلی سه بانک سیاسی (بانک توسعه دولت،بانک صادرات و واردات (بانک توسعه کشاورزی)،دوبانک تجاری(بانک ارتباطات و بانک صنعتی CITIC )12 بانک سهام الحاقی و بانکهای تجاری شهری.سیستم بانکداری همیشه در مرکز دارائی اصلی به ویژه برای اقدامات اصلی دولت داشت می شد،اما دولت به اصلاح این شرایط از میان توسعه بازارهای سهام شروع کرد.این بازارها به شکل دوره ای در سال 1970 کشیده شد و بیشتر یاختارهای رسمی (مبادلات سهام،قانون های یکی شده و مکانیزم های تنظیمی) در سال 1990 ظاهر شد،که این موضوغ با اصلاحات اضافی در عواقب بعدی بحران آسیای شرقی سال 1997 همراه بود.
تهیه کردن یک تناوب دیگر برای هزینه کرایه ای سهام های بزرگ ذخیره های بومی در بانکها را ذخیره کرد."تانگ" بیان می کند که یک پیشرفت هشیار در پس انداز های بومی در سال 1990 و خواص آن برای شانس های محدود شده از خدمات سرمایه گذاری ها برای اشخاص به خوبی کمبود یک سیستم امنیت اجتماعی موثر ئر ئسترس هستند.نرخ های پس انداز های بالا یک مسئله بالقوه به نظر می رسند زیرا آنها شانسی را که یک تورم رو به بالا که سپرده گذاری را راه می اندازد را بالا می برند و از بحران پول که مانند اون در سال 1988 انجام شده بود صرفه نظر می کند،و در نتیجه سبب کاهش در سرمایه گذاری دراز مدت و رشد اقتصاد آهسته شد."لن " در سال 1997 پشنهاد کرد که این اضافه ذخیره های بانکی ممکن است حتی روی تورم فشار وارد کند،در صورتیکه "روسو" و "واکتل" در سال 2002 که نرخ های تورم بالا را پیدا کردند که ممکن بود اثرات مثبت پیشرفت مالی رویرشد اقتصادی را خنثی کند.چین چندین حادثه تورمی را بعد از شروع اصطلاحات در سال 1970 دیده بود، که شامل افزایش در شاخص قیمت مصرف کننده از 7/18% در سال 1988 و 2/24% در سال 1994 بود.در چنین شرایطی بازارهای سهام می توانند به عنوان وسیله ای برای جلوگیری در برابر تورم دیده شوند.
همچنین می تواند نشان دهد که تاسیس بازارهای سهام چین به جهت دیدگاه دولت که به خوبی مبادلات دایر، برای کمک کردن به موفقیت ساختاری سرمایه گذاری های خودی ناموفق دولتی (SOE) به وسیله جلب کردن سرمایه ها و تکنولوژی های منابع خانگی و خارجی لازم شده است.او امید داشت که بازارهای سهام وابستگی کمتری روی کمک خرج دادن بر وام های دولت به SOE تحویل خواهد داد و به آنها نظم بازار را نمایش خواهد داد،که به نوبه ی خود حکومت یک دست و کارایی شرکت را بهبود خواهد بخشید و رشد اقتصادی را عمومی تر کرد.این بهبود موجب می شود که برای ترخیص شرکت ، اصلاح نامه ای طبق تمرینات حسابداری بین المللی پذیرفته گسترده،که قبلا فهرست شده بود را مبادلات فوری لازم بود.اختیارات چینی ها یک سیاست شدید افشا سازی را برای اطلاعات یک دست پذیرفت. در سال 1998 چین قانون امنیت چین را اغلام کرد که یک مولفه مهم ساختار تنظیمی بازار سهام است و یک روش عملکرد انضباطی از SOE است .با وجود اینکه اصل خوب مفهوم دولت چین در توسعه بازارهای سهام،به وسیله چندین منفعت شرح دکر شده عملی نشد."ژانگ" نشان داد که در سال 1996 جمع کل زیان در صنعتSOE،79 میلیون ین در مقایسه با2/4 میلیون ین در سال 1978بود.زیان های تحلیل مهمی به وسیله واگذاری ها و وام های دولت در بانکهای دولتی شده بود.یک آزمایش تجربی از فرضیه بازار موثر به وسیله "موکرجی" و" یو" هدایت و راهنمایی شد که نشان می دهد بی کفایتی و کم بازدهی معنی داری در مبادلات شانگهای و شنژن وجود دارد.در میان این نتایج تحریفات ارزش دارائی دولت تقریبا دو سوم از همه ی سهام های لیست شده است.در واقع زمانی که تلاش های دولت برای فروش یکجا قطعه های سهام برای تعدادی از آنها اغلب سود کم یا اقدامات دولتی را کم می کند.مانند آن در ماه "می" سال 2005 انجام شد.بازار به نظر می رسید که برای جذب سرمایه گذاری های بومی و خارجی توانایی نداشته باشد که برای جذب آنها بدون حرکت های قیمت رو به پایین نمایشی احتیاج شده بود.همچنین هنوز نمونه های شایعی از تجارت خودی و کلاه برداری های خودی وجود دارد.برای مثال "دو" و "ویی" بیان داشتند که اگر تجارت دورونی در آمریکا افزایش می یافت تا سطوح متداول پیدا شده در چین ،انحراف بازار تا 250 نقطه اساسی بالا می رفت .
در حقیقت سودهای نظری از داشتن بازارهای سهام و سختی های واقعی در پیشرفت آنها توسط چین ورزیده شده است.ما بیشتر به سرمایه گذاری اقتصادی رسمی از اثزات شبکه یا خصوصیاتشان می پردازیم،ما کی پرسیم که آیا بانکها،بازارها یا هر دوتای آنها در رشد اقتصادی در چین در سراسر دهه ی گذشته شرکت داده شده اند.
3- داده و روش شناسی:
عبور از زمان و ریزش یکنواخت از داده های معتبر بخش مالی چین امتحان کردن پیوندهای احتمالی بین عامل های مالی و فعالیت واقعی برای استفاده از این تحول اقتصادی و استفاده از سری تکنولوژی های زمان اخیر را ممکن ساخته است.
روش شناسی برای ارزیابی غلت سوالات آماری در یک کشور و پیشنهادهای متناوب برای مطالعات میانبری که هویت اقتصاد سنجی که ابتدا از تنوع داده های میان کشوری آمد مفید است.با دادن چندین مطالعه اخیر،بر علیه عملکرد"یک اندازه مناسب برای همه" برای درک سلسله مراتب رشد دارائی بحث شده است.به کار بردن آنالیزهای کشوری ممکن است برای مجموعه ارزشمند اطلاعات به جهت تعهد دار کردن آن با سیاست تنظیمی مفید واقع شود.
متغیرهایی که ما آنها را بررسی می کنیم عبارتند تز:
1- توسعه بخش بانکداری مانند اندازه گیری توسط ارزش اعتبار بومی
2- توسع بازار سهام مانند اندازه گیری توسط اندازه (کل ارزش بازار از سهام های واریز نشده یا تعدادی از شرکت های لیست نشده)و فعالیت(ارزش کل بازار از سهام های مبادله شده)
3- عملکرد اقتصادی واقعی مانند اندازه گیری توسط ارزش GDP یا سرمایه گذاری ثابت که ما به نوبت آنها را شرح می دهیم.
اعتبار بومی شامل همه ی فرضیه های دولت و بخش خصوصی توسط بانکهای چین و همچنین بازتابهای اندازه ی مهمترین موسسات در بخش میانی کمک می شود.حال آنکه ادعاهای دولت شامل واه های SOE و سرمایه گذاری های هدایت شده ی دیگر دولت است مه اندازه وسعت اطلاعات را مجزا می کند و برای بخش خصوصی اتفاق می افتد.به هر حال اثرات رشد مالی ممکن بود اینجا شدیدتر باشد.با این وجود یک بخش بزرگ بانکداری می تواند با یک هزینه کمتر از میان پیشرفت تخصص و اطلاعات شبکه های ارتباطی که به قرض کننده های شبه عمومی و خصوصی اجازه می دهند که با دقت بیشتری نشان داده شوند عمل کند.
زمانی که سرمایه گذاری های برگشتی شامل مقیاس بزرگ اقتصادی و هزینه های زیاد شروع کار که اغلب در هنگام قبول تکنولوژی های جدید اتفاق می افتد،یک بخش بانکداری عمیق می تواند آسانتر یافته ضروری را به جهت پیروز شدن بر پروژه های غیر قابل فبول تقسیم تحویل دهد.
تنوع دارائی ها تئسط بانک های بزرگ حاصل شده است،همچنین آنها را برای جلوگیری از انباشت در گاو صندوق نشویق می کند اما پر.ژه های برگشتی پایین به رشد کمتر کمک می کند.
در شرط اساسی غامل دو مدل رشد"سالو" ما به مداخله کننده هایی مانند پیشرفت ذخیره سرمایه می توانیم فکر کنیم در صورتی که افزایش سودآوری کار،هدایت به جهت حرکت به سمت بالا و به سمت خروجی محصول انبوه وبه مرحله نرخ های رشد زیاد دلالت دارد.برای این دلایل ما معتقدیم که مطالغه ی تلاش و کوششی برای کشف اثرات رشد تحریفات بازار سهام روی نتایج واقعی بخش میانجی گری بیشتری برای حسابرسی کردن مانند یک بخش کنترل می طلبد.
جمع آوری سرمایه بازار محصول قیمت سهام و تعدادی از سهام های واریز نشده برای همه ی سهام های مبادله شده در دوتا مبادلات اصلی چین است و باید اهمیت دارائی از بین مسائل تساوی حقوق در یکدستی سرمایه و پردازش تخصیص منابع منعکس کند .به جهت وسعت آن در بازار سهام،مسائل جدیدی را در قیمت هایی که ارزش های ذاتی سرمایه گذارری های IPO اصولی منعکس می شود را می تواند جذب کند.حضور بازار سهام موسس شرکت عمومی را می توانند تشویق کنند.
ارزش کلی معاملات،محصول قیمت تعدادی از سهام های مغامله شده است و چنین شرکتهایی دارای اندازه و تسویه پذیری هستند،افزایش در تسویه پذیری مخصوص اهمیت پدیدار شدن بازارها هستند زیرا آنها اطمینان سهام سرمایه گذاران و اطمینان شخصی را بالا می برند.ارزش های اطلاعات و گوناگونی ریسک با تجارت روی مبادلات سازماندهی شده به هم پیوسته شده است.به انتقال اضافه سرمایه مختصر دراز مدت بازار کمک می کند و جریان رو به داخل ریسک سرمایه را تشویق می کند،که نهایتا در تعدادی از شرکتها و سهام های فابل دسترسی برای سرمایه گذاری ها را برای رشد ترفی می دهند.
اگر سرمایه گذاران با دوره های وابسته طولانی تر به عنوان واحدهای متمایل برای دستیابی به بهترین نتیجه شوند انتقال ها به بالا بردن رشد منجر می شوند.با تاکید بر تسویه پذیری و اثر متفابل آن با اندازه ی بازار،ارزش کل معامله شده ممکن است درجه بهتری از پیشرفت بازار سهام پس از جمع آوری سرملیه حتی با وجود اینکه تشنج بازار و وسعت فعالیت ادغام شده واکنش نشان می دهدتعدادی از امنیت های فهرست شده مستقیما ساده می شوند به وسیله سهم قیمت ها و گرفتن اندازه بازار سهام در دوره های واقعی اماتعدادیکمی از مسایل ادراکی را به وجود می آورد.خصوصا زمانی که دو شرکت فهرست شده در چین ادغام شدند با حفظ کردن فهرست نویسان روی بازار سهام و ایجاد کردن مجموع حساب روی بزرگ وانمود کردن تعداد وافعی از نگرانی های تجارت،علیرغم محدودیت های مربوط به هر یک از سه معیار ها برای توسعه بازار بورس سهام ، ما عقیده داریم دیدگاه آموزنده ای در مورد طریقه ای که بازار بورس سهام تا کنون بر اقتصاد خرد خرد چین (به عبارت دیگر بازار بورس سهام و بازار غیر بورس )تاثیر گذاشته است ،را می توان از کار با هر سه معیار به دست آورد .در واقع اگر بازار های بورس سهام بتوانند سرمایه هایی را آماده کنند که به گونه ای دیگر چندان سودمند نیستد و آن ها را به سمت طرح های با کیفیت و ابداعی در بازار سرمایه دراز مدت هدایت کنند ،سرمایه گذاری های جدید می بایست به صورت سطوح بالایی از سرمایه گذاری و میزان تولید سرانه ، باز پرداخت شوند.
در مطالعه ها از داده های سه ماه یعنی از سه ماه اول سال 1995 تا سه ماه سال 2005 استفاده می شود.سرمایه گذاری ثابت داخلی ، از سوی اداره ملی آمار ، آمار ماهیانه چین (2005-1995) می باشد، GDP،از سوی پایگاه داده واحد اطلاعات اقتصادی (2005) است ،اعتبار داخلی ،از سوی آمار مالی بین المللی IMF می باشد ،و جمعیت و شاخص قیمت مصرف کننده از سوی گزارش سالیانه آماری چین (2005-1995) دایره ملی آمار چیبن هستند.داده های سه ماه بازار بورس سهام برای 2005-1998 ، از سوی کمیسیون نظارتی اوراق بهادار چین هستند ،و ما این داده ها را با داده های سال 1997-1995 ارتباط می دهیم که از سوی پایگاه داده تحقیق در زمینه حسابداری و بازار بورس اوراق بهادار چین فراهم می شوند و این پایگاه داده توسط شرکت تکنولوژی اطلاعات Shenzhen GTA توسعه می ابد.ما با استفاده از شاخص قیمت مصرف کننده همه متغیر ها را به دوره های سرانه واقعی تبدیل می کنیم (CPI)،گزارش میگیریم و سپس سرمایه گذاری ،GDP ،و اعتبار داخلی برای هر سه ماه را ما پس از رفت هر یک از متغیر ها ی ساختگی فصلی ، تعدیل می کنیم.
برای ارزیابی روابط علی – معلولی احتمالی بین بانکها ، بازارهای بورس و فعالیت واقعی ، ما گفته ی Wachtel و Roussan (1998 ) را دنبال می کنیم و یک سری از سیستم های خود را پسروی کننده بردار سه متغیری VAR) ) این فرم را برآورد می کنیم :
که در آن ، x1 ، سرمایه گذاری ثابت یاGDP، X2 ، اعتبار داخلی ، و x3 ، یکی از معیارهای ما برای توسعه بازار بورس سهام است.
قبل از شروع برآورد، تضمین این مطلب مهم است که آمارهای تستی برای جلوگیری از بلوکه شدن ( به عبارت دیگر رابطه علی – معلولی Granger ) در این سیستم با تقسیمات استاندارد مطابقت دارند. این برابر با تعیین این است که آیا متغیرها در سیستم هایی که فرض می کنیم ریشه های واحد دارند و اگر چنین است آیا آنها با هم انجام می شوند یا خیر. اگر یک بردار واحد مشترکی وجود داشته باشد ،sime و دیگران (1990)در مورد سه متغیری نشان می دهند که توزیع نا متقارن تست wald برای رابطه علی – معلولی گرانر ، chi-squure است ،و سطوح WAR را برای نتیجه گیری ، مناسب می سازند.اگر احتمالاً دو برابر واحد هماهنگ وجود داشته باشند ، Toalu و yummoto (1995)نشان می دهند که تست ها برای جلوگیری از بلوکه شدن ،آمار توزیع شده ای را به هنگامی حفظ می کنند که یک فاصله بیشتر به ساختار NAR افزوده می شود اما به هنگام تدوین تست رابطه علی و معلولی Granger مورد استفاده قرار نمی گیرد .
4-یافته ای اقتصاد سنجی : وقتی تست های Dickey-fuller افزایش یافته برای همه سیر های خود با استفاده از مشخصاتی به همراه یک مقدار ثابت ،روند و سه اختلاف تاخیر انجام می دهیم ، اولین ستون جدول 1 نشان می دهد که فرضیه های بی ارزش یک ریشه واحد را نمی توان برای هر سری در سطوح را رد کرد ،در حالی که ستون دوم نشان می دهد ما می توانیم پس از تفاضل آن را برای 5 سری از 6 سری رد کنیم (عدد بحرانی نا متقارن ٪5 برای این فرم تست ADF ،45/3 – است)براساس این تست ها ، اقدام تحت این فرضیه ، منطقی می باشد که همه سری داده ها از نوع یک ادغام می شوند.
جدول 1،آمار های مقدار غیر صفر حداکثر ناچیز تست های ادغام هماهنگ sohansen (1991)برای هر یک از 6 سیستم VAR را نشان می دهد که ما مورد توجه قرارر می دهیم.یک سری از تست های نسبت احتمال تعیین شده ، نوع فاصله سه برای هر سیستم را انتخاب می کنند ،و روند ها در دادها ، شمول یک جلوگیری نامحدود در مولفه کوتاه مدت مدل را نشان می دهند.چون ستون ها با 0=7 مشخص می شوند ،فرضیه بی ارزش هیچ هیچ ادغام هماهنگ (به عبارت دیگر ، اینکه درجه ناتریس ضریب روی مولفه دراز مدت مدل ، صفر است)در سطح ٪ 5 یا کمتر برای هر 6 سیستم و هر دو آمار تستی دارد نمی کنیم ، بعد ستونهای دارای عنوان1 7 را در نظر می گیریم. برای سیستم هایی با ،GDP به عنوان معیار فعالیت واقعی ،ما دریافتیم که حداقل یکی از تست ها در رد کردن فرضیه بی ارزشی ناموفق است که1 7 می باشد. این،وجود یک رابطه ادغام هماهنگ را به طور تلویحی نشان می دهد. برای سیستم هایی کهDP G را با سرمایه گذاری ثابت داخلی جایگزین می کنند، ما این فرضیه بی ارزش را رد می کنیم که1 7 اما این را رد نمی کنیم که2 7 .این نشان می دهد که 2 رابطه یادغام هماهنگ وجود دارند.
براساس تست های sohansen و یافته های sims, , stock , watsen (1990) که نشان می دهند تست های اگزوژنی کلی در مورد ضرایب سیستم VAR سه متغیری ادغام شد، هماهنگ مطابق با توزیع استاندارد chi-syuave ،هستند ، ما VAR را در سطوحی با سه فاصله برای سیستم های دارای GDP برآورد می کنیم . نتایج در جدول 3 ارائه می شوند که مجموع ضرایب پس رفت برای هر بخش متغیر در فرمولهای ) IC ( ، ( Ia) ،(Ia ) را به همراه عدد و تست F برای رابطه غیر علی و معلولی Granger در پرانتزها را گزارش می کند. در همه سه سیستم ( به عبارت دیگر، بی توجه به نشانگر بازار بورس انتخاب شده ) ، معیار ما برای توسعه بانکداری ،GDP را در سطح ٪5 یا کمتر با مجموع مثبت ضرایب پس رفت ایجاد می کند ( برای مثال رجوع به عدد P 0006/0برای بخشی که شامل تاخیرات اعتبار داخلی در دو جدول اول است )، در حالی که GDP باعث توسعه بانکداری نمی شود. ( برای مثال رجوع به عدد P 867/0 برای قسمتی که شامل فواصل GDP در فرمول (b 1) اعتبار در ردیف دوم جدول است). همزمان ، معیارهای توسعه بازار بورس باعث ایجاد بازده نمی شوند ، اگرچه مدرکی در مورد تاثیرات مثبت کوچک بازده برای توسعه بازار بورس وجود دارد. ما نتایجی برای سه VAR با سرمایه گذاری ثابتی را به عنوان معیار فعالیت واقعی در جدول 4 گزارش می کنیم. چون این سیستم ها احتمالا به گونه ای تعیین می شوند که 2 بردار ادغام شوند هماهنگ دارند، ما روش مطرح شده توسط TODA و Jamamto (1995 ) را به کار می بریم که به دنبال استفاده از فاصله ( به عبارت دیگر (k+1) در VAR هستند در حالی که تست های جلوگیری کلی را با استفاده از فقط سه فاصله اول ( به عبارت دیگر K ) انجام کمی دهیم.
شبیه سیستم های دارای GDP ما متوجه می شویم که اعتبار داخلی باعث سرمایه گذاری می شود و اینکه هیچ باز خوردی از سرمایه گذاری به اعتبار داخلی وجود ندارد. همزمان ، هیچ ارتباط مشخصی از نشانه های بازار بورس با سرمایه گذاری وجود ندارد.
در جدول 5 ، ما درصد واریانس دربازه و سرمایه گذاری را گزارش می کنیم که نمتی توان آنها را به اعتبار بانکی در سیستم های VAR نسبت دارد. وقتی اول اعتبار و دوم نشانه بازار بورس و بازده یا سرمایه گذاری در سطح بالاتر را در آخر سفارش می کنیم ، چنانچه تست های رابطه علی معلولی Granger حاکی از آن هستند ،ما متوجه می شویم که ابداعات در اعتبار بانکی بیش از ٪40 تغییر در بازده را بعد از 12 فصل بی توجه به معیار بازار بورس انتخاب شده ، شرح می دهند در حالی که اعتبار بیش از ٪20 سرمایه گذاری سرمایه گذاری ثابت داخلی را تشریح می کند. وقتی ما ترتیب در سطح پایین تر بررسی ها را برعکس کردیم ، قدرت توضیحی اعتبار بانک کمتر شد اما هنوز برای هر دو متغیر بخش واقعی قابل توجه بود. بر عکس وقتی درصد تغییر در بازده و سرمایه گذاری را گزارش می کنیم که می توانند به هر یک از سه معیار توسعه بازار بورس در جدول 6 نسبت داده شوند ما در می یابیم که حتی وقتی اول متغیرهای بازار بورس ( سطح بالاتر ) را دستور می دهیم ، آنها هرگز بیش از ٪25 تغییر در بازده را بعد از 12 ماه شرح نمی دهند و فقط حدود ٪15 تغییر در سرمایه گذاری را توضیح می دهند. تاثیرات به هنگامی بطور قابل توجهی کاهش می یابند که ما ترتیب ها در سطح پایین تر جدول 6 را برعکس کنیم . کل این حاکی از آن است که تاثیرات توسعه بازار سهام در فعالیت اخیر در بخش واقعی بطور گسترده تعریف شد ، احتمالا اندک بوده اند.
برخی تاثیرات جالب تر بین اعتبار داخلی و فعالیت واقعی ( که با استفاده از سیستم هایی با سرمایه سازی به عناون معیار توسعه بازار بورس ایجاد می شود ) با واکنش های ناگهانی در نمودار 1 ، ردیابی می شوند. صفحه (a ) نشان می دهد که یک شوک ٪1 به ابداع عمودی تا اعتبار داخلی بازده سرانه را تقریبا ٪6 /. بعد از 6 فصل بالا می برد ةبه همراه گروه دو خطایی استاندارد که محور افقی را بعد از یک سال قطع می کند. صفحه ( c ) نشان می دهد که یک شوک ٪1 به اعتبار سرمایه سرانه را حدود ٪4/1 بعد از دو فصل افزایش می دهد و اینکه این تاثیرات طولانی هستند. صفحات d)) و (h) نشان می دهند که شوکهای ٪1 به بازده و سرمایه گذاری واکنش اعتبار داخلی را پدید نمی آورند که به خاطر آنها دو باند خطای استاندارد محورهای افقی نمودارها را قطع کنند.
5- نتیجه گیری : برای تعیین آماری روابط علی و معلولی بین بانکها، بازارهای مالی و بخش واقعی چین ، ما به طور فصلی داده ها را از سال 1995تا 2005 بررسی می کنیم و VAR های ادغام شده هماهنگ را برآورده شده هماهنگ را برآورده می کنیم که شامل معیار های گسترش اعتبار بانک ، فعالیت بازار بورس ، GDP یا سرمایه گذاری ثابت هستند .تست ها برای رابطه غیر علمی Granger از هم پاشیدگی واریانس و عملکرد های واکنش ناگهانی نشان می دهند که افزایش اندازه و پیچیدگی بخش بانکداری چین تاثیرات مثبت و زیادی روی بازده و سرمایه گذاری ثابت داشت.اما هنوز توسعه بازار بورس صورت نگرفت.
نتایج برای بازار های بورس ، شاید با فرض این جالب باشند که دولت قصد داشت تا از آنها برای آماده کردن صرفه جویی های خانواده استفاده کند و آن را به سمت انباشتگی سرمایه هدایت کند،و شرکت های دولتی ،تحت کنترل نیمه خصوصی و دولتی کار آمد تری قرار گیرند.از سوی دیگر با استفاده از روش تجربی مشابهی Arestis و دیگران (2001)نشان می دهد که در کشور های توسعه یافته (us ،uk،ژاپن ، آلمان وفرانسه )تاثیرات مثبت توسعه بخش بانکداری روی رشد اقتصادی بیشتر از تاثیرات توسعه بازار بورس هستند .
نتایج ما نشان می دهند که این در مورد چین نیز مصداق پیدا می کند که یک کشور در حال توسعه می باشد .تحقیق بیشتری از این نوع برای کشور های دیگر احتمالاً تاکید بیشتری روی انواع محیط های اقتصادی می کند که در آن ،این یافته احتمالاً به طور کلی تر حفظ می شود.
همزمان دلیلی برای این عقیده وجود دارد که تاثیرات مثبت بازار های بورس که توسط نظریه اقتصادی خاطر نشان می شوند ،گاهی در بخش های اقتصاد کلان چین ظاهر می شوند .به یک دلیل ،در حالی که بازار سهم خالص در واقع به طور گسترده در چین در حال رشد است اکثر فعالیت اقتصادی هنوز بیرون از اقتصاد بازار بورس انجام می شود. این یعنی معیار های اندازه بازار بورس و نقدینگی که مستقیماً تحت تاثیر سطح فهرست کردن و عدم فهرست کردن و در آمد های مورد انتظار اقتصادی هستند که بازار بورس ارائه می کند،احتمالاً باز نمود خوبی از اقتصاد کلی نیستند این در مورد تمرین احتیاط در تفسیر نتایج ما بحث و بررسی می کند.
علیرغم این هشدار ها ، موفقیت های اخیر اقتصاد چین ظاهراً تا کنون در برابر یک استفاده جنبی از بازار بورس خود به دست آمده است.برای کسب منافع گسترده اقتصادی احتمالی متوسط از طریق بازار ها،احتمالاً برای بیشتر طول کشید تا نقدینگی خود را افزایش دهد .تحکیم زیاد قوانین و مقررات مبادله می توانند گام مهم بعدی به سوی این هدف باشند .
نمودار 1 : توجه :صفحه (a)و (b ) واکنش های ناگهانی سیستم سه متغییری با GDP ،اعتبار داخلی و سرمایه سازی بازار بورس را نشان می دهد که مطابق با سطح بالاتر جدول 3 است.صفحات (dوc) که مطابق با سیستم دارای سرمایه گذاری ، اعتبار داخلی و سرمایه سازی بازار هستند که در سطح بالاتر جدول 4 نشان داده می شوند .در کل موارد ،واکنش ها شامل 10 افق سه ماه ، نخست سفارش اعتبار داخلی ، دوم توسعه بازار و سوم سرمایه گذاری یا GDP هستند ،اگر چه نتایج به طور خاصی به این انتخاب حساس می باشند.با استفاده ادغام Monte Carlo ،خطوط پررنگ ، واکنش های متوسط را نشان می دهند که حاصل 000/10 مرکز توجه اتفاقی توزیع قبلی ضرایب VAR هستند .خطوط نقطه چین ، دو باند خط استاندارد هستند.
ارسال شده در موضوع: در ۳:۰۲
برای دانلود روی لینک های زیر کلیک کنید

ارسال شده در موضوع: در ۲۲:۴۵
برای دانلود روی لینک های زیر کلیک کنید:

ارسال شده در موضوع: در ۲:۳۵
ظرفیت دانشگاه های سراسری برای جذب دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد به این صورت است:
ارسال شده در موضوع: در ۱۰:۲۵
امروز بودجه بندی سوالات کنکور ارشد مدیریت صنعتی و همچنین منابع مورد نیاز رو معرفی میکنم، فایل های پی دی اف زیر رو دانلود کنید...
ارسال شده در موضوع: در ۰:۲۵

 دکتر جعفری –استاد مدیریت دانشگاه علم وصنعت – یکی از استادان مدیریت هستش که با زبان فکاهی و طنز مطالب تخصصی مدیریت رو برای مخاطبینش بیان میکنه.سال قبل به طور تصادفی فیلم کلاس های دکتر جعفری که برای ضمن خدمت فرماندهان نظامی برگزار شده بود به دستم رسید، انصافاً ارزش وقت گذاشتن واسه دیدنش رو داره.
فیلم این کلاس ها در سه CD موجوده، دوستانی که این فیلم هارو میخوان میتونن از طریق ایمیل mail.1abbas@gmail.com تماس بگیرند.
طراحی شده توسط زنورس | تبدیل شده توسط قالبهای پلاس